رئال مادرید باز هم در خارج از خانه در لالیگا باخت . آمار شمار چنین باخت های مشابهی از سوی رئال کم کم دارد از دستمان در می رود .
وقتی که پنج ماه یک اشتباه تکرار می شود ، دیگر این یک اشتباه عادی نیست ، بلکه یک معضل است . کولیسئوم ، سانچز پیزخوان ، بنیتو ویامارین ، بالایدوس ، رینو ناوارا و .... رئال بارها و بارها در زمین تیمهای کوچک در این فصل تبدیل به یک تیم ناتوان شده است . ترکیب رئال نسبت به بازی قبلی در برنابئو ، نه تنها افت نکرده بود بلکه با خروج چند بازیکن نامطمئن ، چه بسا به شدت قوی تر شده بود اما انگار نه انگار . رئال حرفی برای گفتن نداشت .
اگر بدون هر گونه تعصبی نگاه کنیم ، توان کیفی بازیکنان که قابل تغییر نیست ، بلکه این توان روحی و روانی آنهاست که ممکن است که دستخوش تغییر شود . مورینیو دارد از همان جایی چوب می خورد که در دو فصل اخیر ، نقطه قوتش بود : توان روانشناسی و ایجاد انگیزه برای بازیکنانش . روش های نخ نما شده ای مثل فریاد زدن سر بازیکنان ، مقصر دانستن داوران و ... دیگر جواب نمی دهند . مربی پرتغالی هر کاری که برای آماده سازی روانی تیمش می کرد را رو کرده و به نظر می رسد که دستش کاملا خالی است . شاید حالا که او این قدر از نظر آماده سازی روانی تیمش دچار مشکل شده ، بهتر باشد که روانشناسی را در کنار خودش استخدام کند تا بتواند که به بازیکنان بفهماند که بازی کردن در رئال شوخی نیست ، وقتی در رئال بازی می کنی ، به عشق هواداران میلیونی خود هم که شده ، باید جنگید و جنگید .
جدا از آن ، مربی پرتغالی از نظر فنی هم به نظر می رسد که به بن بست خورده است . مودریچ 40 میلیونی ، در شب نبود اوزیل ، ضعیف تر از حد متوسط عمل می کند تا کسی نفهمد که چرا سه ماه در تابستان ، وقت سران رئال صرف خرید او شده است . یعنی شش ماه برای هماهنگی با یک لیگ جدید کافی نیست ؟ عجیب تر از آن این که مورینیو چگونه این ریسک را به جان خریده که آربلوای نامطمئن را به عنوان یار فیکس در سمت راست داشته باشد ؟ بازیکنی که بی تردید روی کرنری که منجر به گل گرانادا شد ، نشان داد که بود و نبودش در زمین نه تنها فرقی نمی کند ، بلکه بودنش به رئال ضرر می رساند و چه بسا رئال ده نفره و بی آربلوا ، بهتر هم بازی کند .
بازی در نیمه اول بدون هیچ موقعیت جدی روی دروازه طرفین ایجاد شد . مدافعان رئال و دیگو لوپز تقریبا وظایفشان را به خوبی انجام دادند اما در نبود اوزیل ، خط حمله رئال کاملا می لنگید . بدون هیچ گونه خلاقیتی ، رئال حتی یک موقعیت جدی هم روی دروازه حریف ایجاد نکرد . از طرفی دیگر گرانادا روی کرنر که با ساییده شدن توپ به دروازه کریستیانو وارد دروازه رئال شد ، توانست که تیم پیروز میدان شود تا خیمه زدنش در یک سوم تدافعی خودی ، شدیدتر شود .
اما آقای به ظاهر خاص ، باز هم تعویض هایی ناموفق در نیمه دوم داشت . بنزما و کایخون جای هیگوائین و خدیرا را گرفتند ، تعویض هایی که مشخص نبود که چرا انجام می شوند چرا که مهاجم فرانسوی با از دست دادن یک موقعیت دروازه خالی در دقایق پایانی نشان داد که فرقی نمی کرد که به زمین وارد می شد یا نه چرا که او به رسم " گل نزدن " بودنش در لالیگا می خواهد ادامه دهد . کایخون نیز چیزی بیش از بازی افتضاحش مقابل بارسلونا نشان نداد . کریستیانو بی حال تر از همیشه بود و دی ماریا دوباره به روزهای وحشتناکش برگشته بود و جای خالی فوق ستاره ای نظیر اوزیل بیش از همیشه حس می شد . تعویض مارسلو با کوئنت رائو نیز هیچ چیز را عوض نکرد .
به هر صورت انتظار می رود که فاصله با صدر جدول لالیگا دوباره به 18 برگردد . مسلما این وضع خوشایند نیست و رئالی ها اصلا خوششان نمی آید که تیمشان را در این وضعیت فلاکت بار ببینند که روی دروازه تیم قعر جدولی گرانادا به سختی موقعیت ایجاد می کند و بازی خواب آوری ارائه می دهد . مسلما مورینیو باید هر چه زودتر تدبیری بیاندیشد .